تبليغاتX
دنیای زیبای من

سلام          سلام          سلام

 

امیدوارم که خوب و خوش و سلامت باشین

 

دعا و نيايش مغز عبادت و عبادت متن عبوديت است و عبوديت گوهري است كه حقيقت آن ربوبيت است.

 

التماس دعا

 

فرصت ها

مرد عاقل بيشتر از فرصت هايي كه مي يابد، فرصت مي سازد.

 

خاطرات

من حافظه اي قوي براي فراموش كردن دارم.

 

دانش

دانش، خود قدرت است.

 

(( انشاالله )) طاعات و عباداتتون قبول درگاه حق تعالی (( انشاالله ))

 

+ نوشته شده توسط زینب در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388 و ساعت 12:40 بعد از ظهر |

سلام        سلام           سلام

 

سال نو مبارك

 

با يه دنيا آرزوهاي رنگارنگ مخصوصا آبي براي دوستاي گلم

 

اميدوارم سال خوبي داشته باشيم

يه سال پر از مهر و دوستي

تموم لحظه هاتون پر از محبت

دلاتون شاد

زینب

+ نوشته شده توسط زینب در پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388 و ساعت 3:0 بعد از ظهر |

 سلام              سلام               سلام   

 

 خوبین ؟  خوشین ؟

چه خبر از این دنیای خوشگلمون ؟

ببخشید که یه مدت نبودم

ولی اینقدر دلم واسه دنیای با شما بودن تنگ شده بود که فقط خدا می دونه

حالا هم که اومدم دلم می خواد اینقدر بنویسم تا خسته بشم .

واقعاَ خوشحالم ، حالا که اومدم پیشتون حرفام یادم رفت

فقط یه شعر می نویسم ( از مریم جون ) که بدونین زیاد هم تقصیر من  نبود که  آپدیت نکردم

برای دوستانم که تا همیشه دوسشون دارم :

 

سرور شعر من سلام چگونه‌ايد خوش مي‌گذره؟

فال مي گيريد هنوز واسه مهر و وفاي يارتون؟

از من بيچاره‌ چي‌ ، شب يه وقتايي ياد مي كنيد ؟

حتماً خوبيد وگرنه ، به خيال من سر مي‌زديد

يه سر به اين خرابه‌ي بي در و پيكر مي‌زديد

به سنت قديميا واسه شما زدم به چوب

الهي كه همين جوري هميشه باشيد خوب خوب

من چي بگم واسه شما فرقي نداره خبرم

همون جور عاشق شمام همون جوري در به درم

پريشبا سوز مي‌اومد پنجره‌رو بسته بودم

از دست هر چي آدمم تو دنيا هست خسته بودم

دردِ دلم شروع شد و عكستون اومد روبروم

داشتيد بهم گوش مي‌داديد اين يعني اوج آرزوم

من بودم و عكس شما و يه عالمه روياي خيس

انگار يكي بهم مي گفت هر چي مي‌بيني بنويس

دستاي من نمي تونست حتي مداد نگه داره

فقط يادم مياد نوشت شما رو خيلي دوست داره

اين جوري نگاهم نكنيد مگه شما دل نداريد

خودتونو واسه يه بار شده جاي من بذاريد

توقع جوابي نيس هر جور باشيد كه راحتيد

فكر شو اصلاً نكنيد كه اين روزا تو غربتيد

    زینب     

 

+ نوشته شده توسط زینب در دوشنبه دوم دی 1387 و ساعت 7:50 بعد از ظهر |

              

                                    

                                                              

                                                                                 

زیبا تولدم گذشت تو مگه اینجا اومدی حتی نیومدی بگی چرا به دنیا اومدی

                                                                                   

                                                          

                               

              

+ نوشته شده توسط زینب در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386 و ساعت 11:4 قبل از ظهر |

سلام

الهی !

 

مران کسی را که خود خواندی...          

                     ظاهر مکن جرمی را که پوشاندی...

                                             کریما!

میان ما و تو داور تویی...

               آن کن که سزاوار آنی نه آنچنان که سزاوار ماست...

خدایا تنها تو می دانی !

نیمه شبهای علی آکنده است
از مناجات و دعا و زمزمه
آسمان خانه اش بارانی است
هر سحر ، از غصه های فاطمه

باز هم می آید و در گوش چاه
مثل هرشب ، درد دلها کرده است
آه ، می دانم علی با نان خشک
باز امشب روزه را وا کرده است

 

شب قدر شب خداست كه درآن تمام ملائكه و افضل آنها روح به زمین مى‏آیند و با حضور در پیشگاه آقا امام زمان(عج) تمام امور را به حضرت تقدیم مى‏دارند؛ این شب، شب اتصال زمین به آسمان است و شب یافتن كلید هستى.
شب قدر، شبى است كه درآن تقدیر خلق و اجتماع اندازه‏گیرى مى‏شود و با ارائه به ‏محضر مقدس حضرت مهدى(عج) صلاحیت آن امور تایید و یا رد مى‏گردد.
« قدر» در لغت ‏به ‏معناى ارزش و مقدار مى‏باشد، تنها یك شب در طول سال قدر مى‏باشد. اگرهر شب، شب قدر بودى، شب قدر، بى‏قدر بودى .
شب قدر شبی است كه انسان قدرش را نمى‏داند مگر آنان كه قدرشناس همه خوبیها هستند .
شب قدر معادل هزار ماه و یا به عبارتى 84 سال مى‏باشد. این لیله عزیز معادل‏ عمر یك انسان و بلكه بیشتر مى‏باشد . فضل این شب به مراتب بیشتر ازعمر یك انسان است، حتى اگر در راه خدا و نیكى ‏به خلق صرف شده باشد.

خوشا آنان كه از حق برگرفتند
از این پس عشق را در برگرفتند

خوشا آنان كه در شام ‏شب قدر
كتاب الله را بر سر گرفتند

كلمه «تنزل‏» در آیه 4 سوره قدر مى‏گوید: نزول ملائكه بر زمین با توجه به صیغه مضارع این فعل‏ هم اكنون نیز ادامه دارد منتها این نزول درهر دوران بر انسان كامل آن زمانه ‏است. هر كس به اندازه قدر خویش این شب را درك مى‏كند.
شب قدر شب عروج از فرش به عرش است، شب انتظار است، انتظار فرج مولا و كسى كه‏ قدر ندارد، قدر ندارد.
دراین شب فاصله زمین و آسمان به حداقل مى‏رسد و دعاى بندگان مستجاب مى‏شود و درهاى ‏غفران الهى به روى بندگان باز مى‏باشد.

چه مبارك سحرى بود و چه فرخنده شبى
‏آن شب قدر كه این تازه براتم دادند

در این شب باید روح را صفا داد و خود را آماده نمود براى درك سرنوشت ‏خوب، روزى حلال و حوادث دلپذیر روحانى و معنوى.
شب قدر، شب تقدیر پروردگار است و درعین حال شب تصمیم‏ انسانهایى كه مى‏توانند دراین شب خود را آماده كنند براى تبعیت از اسلام عزیز وقرآن كریم.
شب قدر یعنى فاطمه سلام الله علیها كه هر كس او را بشناسد شب قدر را درك كرده است.
شب قدر، شب بریدن ازغیر خدا و پیوستن به معبود است. امید است بتوانیم زمینه را براى ‏استقبال از شب اتصال خالق و مخلوق، شب اشك و ندامت، ندامت از گذشته و شب امید ورجا، امید به عفو و كرم حضرت دوست آماده نماییم.
 
  

                                                      ( یــا علـی)

+ نوشته شده توسط زینب در سه شنبه دهم مهر 1386 و ساعت 4:36 بعد از ظهر |

  سلام   سلام   سلام

 

خوبین ؟ خوشین ؟

نماز روزه هاتون قبول

برای من هم  دعا کنین

 اومدم از دوستی  براتون بگم

مثلأ  تنهایی خود را نمی توان با هر تنهایی سر کرد /

دوست همه کس دوست هیچکس نیست /

یا

دوستی پرنده ای است رفتنی پروازش را به خاطر بسپار /

و برای تو می نویسم ای دوست :

بی تو غمگینم غمگین تر از کویری که در تمام دوران حیاتش حتی یک قطره باران ندیده است . و تنها

نگاه  شور آفرین تو بود  که وادارم کرد بگویم  : منتظرت می مانم

 

نظر یادتون نره گلای باغچه دنیای زینب


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط زینب در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386 و ساعت 5:17 بعد از ظهر |
سلام    سلام     سلام  

امیدوارم خوب باشین ...

بروبچ ببخشید من دیر دیر  می آپم ... یه کم سرم شلوغه ...

آخه

عروسیه داداشمه  

من دارم از غم میمیرم 

آخه حسین رو خیلی دوست دارمش   

به امید دیدار

دوستتون دارم

نظر یادتون نره

+ نوشته شده توسط زینب در شنبه بیست و ششم خرداد 1386 و ساعت 6:29 بعد از ظهر |
سلام بیا اینجا که با تو به همه دنیا می خندم در به روی هر چی غم و غصه است می بندم هنوزم از توی عکس مثل آتیش چشماش اگه مال من می شد یه روزی ای کاش دوست دارم خیلی زیاد
+ نوشته شده توسط زینب در چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 5:25 بعد از ظهر |
سلام     سلام     سلام

 

می خواهم بروم سر به سرم نگذارید

 گریه ام را به حساب سفرم نگذارید

 دوست دارم که به پابوس باران بروم

 آسمان گفته که پا روی پرم نگذارید

 چشم آبی تر از آیینه گرفتارم کرد

 بس کنید این همه دل دور و برم نگذارید

 آخرین حرف من اینست زمینی نشوید

 ولی از حال زمین بی خبرم نگذارید

 

دوستون دارم : زینب

+ نوشته شده توسط زینب در دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386 و ساعت 5:37 بعد از ظهر |

 

     سلام       سلام     سلام    

 

  حديث عشق  

 

اي گل سرخ و سفيد

اي بهشت آرزوها را كليد

برگ گل‌هاي لبت را باز كن

هم تو اي بابا برايم ناز كن

كس نديده چون تو سرباز اي علي

مي‌كني با قلب من بازي علي

تشنگي در مهد خوابت را گرفت

دست گلچين هم گلابت را گرفت

باد كينه پيچ و تابت مي‌دهد

از سه سو يك تير آبت مي‌دهد

سوخت روي هر دو دستم حاصلم

خنده‌ي جانسوز تو شد قاتلم

كشت بابا را علي جان خنده‌ات

تا ابد لبخند شد شرمنده‌ات

غنچه روي دست گل تكبير داد

پاسخش را حرمله با تير داد

برگ‌هاي غنچه و گل سوختند

غنچه را بر سينه‌ي گل دوختند

تير چون از چله‌اش پرتاب شد

غنچه در آغوش گل در خواب شد

ريخت شهد گل به روي برگ گل

خنده كرد و گريه‌ي گل ديد و رفت

سوي زهرا مادرش خنديد و رفت 

 

در این فصل غریبی یاور من تو هستی : زینب

+ نوشته شده توسط زینب در چهارشنبه چهارم بهمن 1385 و ساعت 5:55 بعد از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM